نيكمردان گرامون
نيكمردان گرامون1 (يا كوه بزرگ) فرقهاي ديني است كه تأسيس آن به قديس استفان مورهاي،2 نسبت داده ميشود. او در 1084 در تيار، در فاصلهٴ كمي از كلرمون فران3 زاده شد. در بنوونتو تحصيل كرد و در آنجا آوازهٴ زاهدان كالابريا به گوشش رسيد. در 1078، به فرانسه بازگشت، و اندكي بعد، در موره، واقع در حوالي ليموژ، ديري داير كرد و تدريجاً شاگرداني به گردش جمع شدند، و در آنجا نزديك به نيم سده، زندگي توأم با سختترين رياضتها را رهبري كرد. او در 1124 درگذشت و در 1189 تقديس شد. پس از مرگش، شاگردان او از موره رانده شدند و در بيابان گرانمون و ليموزين4 سكونت گزيدند.
قانون فوقالعاده سخت اين فرقه در 1141، احتمالاً براساس توصيههاي شخص قديس استفان نوشته شد. اين قانون بيشتر جنبهٴ زاهدپيشگي داشت و الهامي بود از اصول فرقهٴ كامالدولينها (يا كامالدوليها) كه قديس رُموالد در حدود 950 ـ 1027، در نقاط مختلف ايتاليا تأسيس كرده بود. صومعهٴ گرامون مركز اصلي اين فرقه شد. با گذشت زمان، صومعههاي زنان تارك دنيا هم در ليموزين تأسيس شد. مثل هميشه موفقيت دنيوي فرقه وقتي ميسر شد، كه قانون اوليه تا حدود زيادي تعديل گرديد. ولي كار تعديل چندان پيش رفت كه در 1642، برخي از پيروان آن لازم دانستند فرقهٴ تازهاي تأسيس كنند.5
برگرديم به موضوع فرقهٴ اصلي. بهخاطر تقدم اين فرقه بر فرقههاي سائلان مسيحي، كه يك سدهٴ بعد ايجاد شد، عليٰرغم كوتاهي دوران جلوه و شكوهش در اينجا بايد از آن ذكري ميشد.
زوال فرقهٴ بنديكتي، و اصلاح سيسترسيني در سال 1116
ميتوان دريافت كه با آغاز سدهٴ دوازدهم، فرقهٴ بنديكتي بيشتر نيروي خود را از دست داده بود. عصر زرين صومعههاي بزرگي همچون لوكسوي6 (نزديك لور، فرانش ـ كونته)7، بوبيو (لومباردي)، كوربي (نزديك آمين)، سنگال (سويس، ¿ ج 1، ص 657) ديگر سپري شده بود. حتي صومعهٴ اصلي، يعني مونتهكاسينو، پيش از نيمهٴ سده، منتهاي اوج خود را پيموده بود. ( ¿يادداشت اينجانب راجع به لئوي اوستيايي و پطروس شماس در فصل تاريخ). در نيمهٴ دوم سده، زوال مدرسهٴ بزرگ بك را در نورماندي ( ¿ج 1، ص 720 ـ 733) نميشد انكار كرد. آخرين رهبان بزرگ كلوني، يعني پيير ملقب به معزز ( ¿پايينتر) در 1156، درگذشت.